نهنگها معمولاً جانبازی را دوست دارند، اما تنهاترین نهنگِ جهان یا بهتر بگوییم پدیدهای که به تنهایی توجه زیادی به خود جلب کرده، نهنگی به نام "52 هرتز" است.این نهنگ نر بالغِ انحصاری که به تنهایی غواصی معمولی به دلیل فرکانس صوتی خاصی که از خود منتشر میکند ندارد. این فرکانس 52 هرتز است که بشدت پایین و غیر معمول است و باعث شده که دیگر نهنگها نتوانند ارتباط صوتی با آن برقرار کنند، احتمالاً به همین دلیل به تنهایی پوشش عمده ای از بصریات دریایی را طی کرده است.نهنگ ۵۲ هرتز به دست تیمی تحقیقی از موسسه اقیانوسشناسی وودزهال کشف شد. در ابتدا صدای آن در سال ۱۹۸۹ شنیده شد و سپس در سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ شناسایی شد . در سال ۱۹۹۲، به دنبال پایان جنگ سرد، نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا صداهای ثبت شده و مشخصات تکنیکی سیستمهای هیدروفونی ضد زیردریایی SOSUS (مخفف سیستم نظارت بر صدای sosus آمریکا، که زنجیره ای از پستهای صوتی زیر آبی است که در سراسر جهان جایگذاری شدهاست) را رمزگشایی کرد. تا سال ۲۰۱۴، صدای این نهنگ هر ساله شنیده و شناسایی شدهاست.
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 16:27 توسط
|
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
خدایا من عیّار خاصی ندارم که بخوای آن را بسنجی! دنیای من خیلی کوچیک هست! این کوچک هم تاریک و دوست نداشتنی هست!
دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
به طور ترسناکی عصبی هستم، وحشیانه سیبم رو گاز میزنم، لیوان آب رو سر میکشم، میریزه به اطراف، عمیقاً دوست دارم جیـــغ بزنم.
سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
می خوام بی تفاوت باشم اما نمی تونم، دارم خودمو گول می زنم که مهم نیست، تهش چیکار می کنم، چیکار نمی کنم، دلم مثل سیر و سرکه می جوشه! می خوابم تو خواب چیزی که انتظارشو می کشم رو خواب می بینم، با سروصدا بیدار می شم دوباره پریشون حالم! ممی دونم از کی کمک بخوام، کسی هم نیست که بتونه کمکی کنه! خیلی دلم شکسته، زیر چشمهایم گود افتادن، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، 99 اینجوری شروع شد وای به حال ماه های پیش رو، فقط این رو خوب می دونم این من ، من سابق نمی شه!
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
دلم می خواد اینقدر گریه کنم و ضجه بزنم شاید خدا دلش بسوزه! اما خسته ام و توانی نمونده واسه انجام این کار! سخت می گذره، سال رو به بدترین شکل ممکن شروع کردم! هزار چرا توی ذهنم جولون میدن، من اشتباهی نکردم که تاوانش این باشه، اما هر چه که هست نمی تونم ببخشم و فراموش کنم.
کاش امروز صبح خبری بشه! من از انتظار و نگرانی بیزارم.
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
هیچکس عمق درد من رو نمی فهمه، فقط خدا می فهمه که خودشو به خواب زده. آی خدا دلگیرم ازت.
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
خیلی حالم بده گریه امونم نمیده. خدایا ببین، بشنو حرفهایمو.
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
شب به وقت خواب، با خودم می گم، خوبه، آزاد می شم از اینهمه فکر! صبح به وقت بیداری دلم می لرزه!
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
نمی دونم تا کی باید انتظار بکشم! نمی دونم تا کی سهم من از زندگی همش انتظار هست! نمی دونم تا کی این مردنهای ثانیه ای وجود دارن! نمی دونم تا کی، نمی دونم.
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد
دیروز کمی آروم شده بودم، اما امروز باز هم خوب نیستم. روزها شبیه آخرالزمان شده یا شاید هم واقعاً اتفاق افتاده و داریم کم کم به عمق ماجرا میریم، من که به این روزها خوشبین نیستم و امیدی هم به درست شدن اوضاع حالا حالاها ندارم، اوضاع بدتر از اون هست که فکر می کنیم. همه چیز روی هوا هست! کااش اماممون ظهور کنه و همه آدمهای راحت بشند از این همه مصیبت و بلا!
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد