تنها ترین نهنگ جهان - تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 19:03
نهنگها معمولاً جانبازی را دوست دارند، اما تنهاترین نهنگِ جهان یا بهتر بگوییم پدیدهای که به تنهایی توجه زیادی به خود جلب کرده، نهنگی به نام "52 هرتز" است.این نهنگ نر بالغِ انحصاری که به تنهایی غواصی معمولی به دلیل فرکانس صوتی خاصی که از خود منتشر میکند ندارد. این فرکانس 52 هرتز است که بشدت پایین و غی...
- تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 19:03
ویژگیهای صدا نشان میدهد که از نهنگی با فرکانس صوتی خاص ۵۲ هرتز است. این فرکانس کمی بلندتر از پایینترین نت یک توباخ (ترومپت) است. الگوهای صدا تشابهی با صدای نهنگ آبی و نهنگ پره ماهی ندارد چرا که دارای فرکانسی بالاتر، کوتاهتر و متناوب تر است. صدای نهنگ آبی بین ۱۰ تا ۳۹ هرتز و نهنگ پره ماهی ۲۰ هرتز است...
245 - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 3:51
خدایا من عیّار خاصی ندارم که بخوای آن را بسنجی! دنیای من خیلی کوچیک هست! این کوچک هم تاریک و دوست نداشتنی هست! دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹
247 - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 3:51
به طور ترسناکی عصبی هستم، وحشیانه سیبم رو گاز میزنم، لیوان آب رو سر میکشم، میریزه به اطراف، عمیقاً دوست دارم جیـــغ بزنم. سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹
248 - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 3:51
انشاءالله همهی پدرها زیر سایه مولامون امام علی(ع) سلامت باشند و خودم بتونم ذرهای از محبت پدرم رو جبران کنم. ✓ فرکانسی زیر: خدایا مراقب همهی پدرها باش♥️
249 - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 3:51
اینکه مسائلی هست که تغییرش از قدرت ما خارج هست، اصلاً از ابتدا در ما تعبیه شده و نمیشه تغییرش داد، اینکه آدمی جز بدبیاری و حسرت هم چیزی نداره جز این مسائل هست! اینکه میگن خدا بهترش رو واست کنار گذ
500 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
می خوام بی تفاوت باشم اما نمی تونم، دارم خودمو گول می زنم که مهم نیست، تهش چیکار می کنم، چیکار نمی کنم، دلم مثل سیر و سرکه می جوشه! می خوابم تو خواب چیزی که انتظارشو می کشم رو خواب می بینم، با سروصدا بیدار می شم دوباره پریشون حالم! ممی دونم از کی کمک بخوام، کسی هم نیست که بتونه کمکی کنه! خیلی دلم شک...
501 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
چقدر من بد بودم و خودم نمی دونستم، چقدر زشت و کریه بودم که بهم پشت کردی و هیچکدوم از خواسته ها اجابت نمی شه کمی دلخوش بشم، نه خودت، نه پیامبرت، نه معصومینت هیچکدومتون نه صدای منو می شنوید نه خواسته ام
502 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
دلم می خواد اینقدر گریه کنم و ضجه بزنم شاید خدا دلش بسوزه! اما خسته ام و توانی نمونده واسه انجام این کار! سخت می گذره، سال رو به بدترین شکل ممکن شروع کردم! هزار چرا توی ذهنم جولون میدن، من اشتباهی نکردم که تاوانش این باشه، اما هر چه که هست نمی تونم ببخشم و فراموش کنم.کاش امروز صبح خبری بشه! من از ان...
503 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
هیچکس عمق درد من رو نمی فهمه، فقط خدا می فهمه که خودشو به خواب زده. آی خدا دلگیرم ازت.
504 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
خیلی حالم بده گریه امونم نمیده. خدایا ببین، بشنو حرفهایمو.
505 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
شب به وقت خواب، با خودم می گم، خوبه، آزاد می شم از اینهمه فکر! صبح به وقت بیداری دلم می لرزه!
506 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
اتفاقی بارون گرفت، صدای رعد و برق! توی پنجره ایستادم و بارون نگاه کردم و صداهای رعد رو گوش دادم، نسیم خنکی هم می وزید، خود بهار هست! حدوداً یک ربع، بیست دقیقه! بی هوا دلم واسه حرف زدن با خدا تنگ شد، د
507 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
نمی دونم تا کی باید انتظار بکشم! نمی دونم تا کی سهم من از زندگی همش انتظار هست! نمی دونم تا کی این مردنهای ثانیه ای وجود دارن! نمی دونم تا کی، نمی دونم.
508 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
دیروز کمی آروم شده بودم، اما امروز باز هم خوب نیستم. روزها شبیه آخرالزمان شده یا شاید هم واقعاً اتفاق افتاده و داریم کم کم به عمق ماجرا میریم، من که به این روزها خوشبین نیستم و امیدی هم به درست شدن اوضاع حالا حالاها ندارم، اوضاع بدتر از اون هست که فکر می کنیم. همه چیز روی هوا هست! کااش اماممون ظهور ...
509 - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 0:48
دلم می گیره از تموم دنیا وقتی ناخودآگاه فکرم درگیر می شه، که هیچ اهمیتی واسه کسی ندارم و ملاحظه من رو نمی کنند و هر رفتاری دلشون خواست می کنند! آدم هم ظرفیتی داره و در نهایت پر می شه و شعله های درونش
444 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:06
دارم دیوونه می شم از انتظار.دارم دیوونه می شم از انتظار.دارم دیوونه می شم از انتظار.لعنت به این شانس!
445 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:06
لعنت به هر چه آدم مردم آزار. تویی که اینقدر بی خاصیت، بی شعور، بی فرهنگی. مثل چی صبح اول صبح داد می زنی و قصدت آزار هست. گُه به فرمت بیاد.
446 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:06
ای که رویت، چو گل و زلف تو چون شمشادستجانم آن لحظه، که غمگین تو باشم شادست
447 - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:06
از چند هفته پیش تا امروز تقریباً سه تا فیلم دیدم، کرگدن، موضوعش جالب بود، مانکن واقعاً بد تموم شد، دل هم که چند قسمت رو دیدم، اما الان فرصت مناسبی نیست واسه فیلم دیدن، فقط دارم از استرس فرار می کنم، ب